تولد 29 سالگی
-
تاریخ: 1403/3/28 ساعت: 18:03
هانی بیزیم سودامیز؟ اریتیردی بوزلاری.... آه...
داره میشه یک سال آ..
-
تاریخ: 1402/8/27 ساعت: 14:04
طبیعیه که هنوزم که بچه های پارسالم که تو سالن که منو میبینن میگن خانووووم... اون دوستتون که خیلی دوسش داشتین باهاتون آشتی کرد؟ و منی که دوس داشتم یه روز دستتو بگیرم باافتخار ببرمت پیششون و بگم این همون دوستمه که بالاخره باهام آشتی کرد... و براشون بستنی بخرم طبق قولم بهشون و حظ کنم از بودن تو کنارم.....
هزار تلخ بگویی هنوز شیرینی بیشور:(
-
تاریخ: 1402/3/17 ساعت: 13:37
یه جایی تو کتاب کیمیاگر میگه: اگر من بخشی از سرنوشت تو باشم، به تو بازخواهم گشت... من به تو بازگشتم، اما تو بخشی از سرنوشت من نبوده ای گویا... امروز هم جایی میخوندم تفاوت عشق و وابستگی در اینه که وقتی فاصله میفته، عشق سوزان تر و شعله ورتر میشه،اما وابستگی رو انگار مثه شعله شمع فوتش کرده باشی... من ع...
از دل من اما، چه کسی یادِ تو را...
-
تاریخ: 1402/3/17 ساعت: 13:37
اگر در دل تو هم گرمایی نسبت به من هست، بهم بگو بهم بگو عشقِ من... قبل ازینکه دیر بشه...
عمرم گذشت و توام در سری هنوز
-
تاریخ: 1402/3/17 ساعت: 13:37
اول صبح که چشامو واکردم اولین چیزی که تو مغزم تکرار شد این بیت بود: «ای یار دوردست که دل میبَری هنوز چون آتش نهفته به خاکستری هنوز...»
سلامتیت که غمت قشنگه...
-
تاریخ: 1402/2/29 ساعت: 18:48
تراپیستم گفت:" خیلی رشد کردی، تنهایی برات خوب بوده"گفتم"اره میدونم، ولی درد کشیدم تا رشد کردم..." گفت:" پس به درد کشیدن ادامه بده...." و ادامه دادن به درد کشیدن بسیار دردناک و غمناک است... درد کشیدن درد دارد... • |سلامتیت رفیقِ نیمه راهم...| Adblock test (Why?)
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم!
-
تاریخ: 1402/2/29 ساعت: 18:48
هر روز ده بار خودم تکرار میکنم:" ینی دلش برا من تنگ نشده؟! ینی هدیه هایی که براش خریده بودمو میبینه، دلش برام تنگ نمیشه؟! ینی آهنگایی که باهم گوش میکردیمو دوس داشتیمو گوش میده، دلش برام تنگ نمیشه؟! ینی تو روزهای خاص تقویم دلش برام تنگ نمیشه؟! ینی دستای خودشو که میبنه دلش برام تنگ نمیشه؟! ینی شبا که ...
دورِ هم میگشتیم اما، تو جهانهای موازی
-
تاریخ: 1402/2/16 ساعت: 23:24
من هر صبح که میرم سرِکارگرده های توی هوا رو که میبینمبهشون میسپارم نکنه بیان برن تو دماغ تو ، و حساسیت بهاریت عود کنه دوباره من هرروزِ بهار دارم به حساسیت بهاریِ تو فک میکنم...تو هرروز به چی فک میکنی؟ Adblock test (Why?)
نترس عشقِ جونی!
-
تاریخ: 1402/2/16 ساعت: 23:24
هیچوقت فک نمیکردم اونیکه بین ما دو تا عاشق تره، من بوده باشم... فک کنم خودتم فکرشو نمیکردی! رفتنت گناه عشقه.... اون روی سیاه عشقه....
پس خوشبحالت...
-
تاریخ: 1402/2/9 ساعت: 5:55
تو عکسای عروسیمونو نداری "پس خوشبحالت..." تو بیوی تلگرامت " به بیخیالا بگو صبر کنن منم اومدم" هست "پس خوشبحالت" تو برنامه شبات این نیس:"سیگار، مسواک، خیره شدن به عکس، اشکِ طولانی" "پس خوشبحالت" تو آدمای دیگه رو میتونی ببینی و حتی بپسندی "پس خوشبحالت" تو هر روز لباسِ جامانده عشقت رو بو نمیکنی و چشات ...
عشق چیست؟
-
تاریخ: 1401/12/3 ساعت: 15:31
بعد از حدود سه سال اینجارو آپدیت می کنمنمیدونم هنوز مخاطبای قبلشو داره یا نهیا کسی از گذشته ی بلاگفا اینجارو میخونه یا نهاما لازم دونستم این رو بگم به همه کسایی که مثل من عشق جز مهمی از زندگی زمینی شون هست.. . . من عشق رو سال ها پیش تجربه کردمعشق در حد اعلیمن تو عشق اینجوری ام که صدم رو میزارم وسطبی...
نذاشتن بیاد مرخصی:'(
-
تاریخ: 1401/2/6 ساعت: 0:46
تو را ندارم آنقَدَر...
همخونگی!
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:26
دو ماه و نیمه همخونه ایم!مثه اوایل آشنایی، مثه اوایل نامزدی بازم سختی داریم. خیلی چیزا عوض شده. خیلی چیزا هم عوض نشده! اما امروز یه اتفاقی افتاد که دوس داشتم بعد از چند ماه قفل وبلاگمو با اون وا کنم!
تویی خودِ خودِ عشق
-
تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 16:26
داشتم اهنگ دلبر ابی رو گوش میدادم و تصور میکردم چن ماه دیگه تو خونه خودمون داریم باهاش میرقصیم! و من خیره شدم تو چشمات و دارم ارزوی براورده شده چن سال پیشمو درونشون میبینم! تو فهرست ارزوهای من بودی و هستی! یه لحظه ذوق کردم ک قسمت هم بودیم و همیشه یه ارزوی براورده شدمو هرجا که نگاکنم میبینم! گاهی چقد...
چهل اُمِ سربازی
-
تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 12:46
و چه بی ذوق آذری که مرا باتو ندید!سرافکنده شد پیشِ بقیه ماه های سال که میدیدن عشقِ مارو!آذر96 چی جواب بقیه آذر های سال های بعدِ باهم بودنمونو میخواد بده!میخواد بگه تعریفش از عشق چیه! میخواد بگه کیا تو شباش میرفتن ورِ دلِ هم! میخواد بگه بوسه های کدوم عشقِ ارغوانی رو داره تو خودش!میخواد بگه کدوم معشوق...
خدا نانوای ادم هاست
-
تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 12:46
خداوند نانوای آدمهاست. خمیرتان را به او بدهید تا در دستهایش ورزیده شوید، خدا بر روحتان چاشنی درد و نمک رنج خواهد زد و شما را در دستان خود خواهد فشرد؛ طاقت بیاورید، طاقت بیاورید تا پرورده شوید.عرفان نظراهاری
|هفته دوم به پایان رسید|
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 12:47
♦♦♦ بماند در تاریخِ رابطه مان آن دویدنِ به پرواز مانندِ من, هنگامیکه گوشی ام زنگ میخورد و خداخدا میکنم که تو باشی!♦♦♦
روز شانزدهم
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 12:47
تمامِ قلبم برات تنگ شده...وقتی اومدی میخوام یک روزِ تمام سرمو بزارم رو قلبت..
روز نوزدهم
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 12:47
وقتی که تلفن رو قطع میکنی انگار دستم از دنیا کوتاه میشه!انگار دنیای سفید و صورتیِ دو دیقه پیش ,تبدیل میشه به دنیای خاکستری و تیره ی خودم!کاش میشد یه زنگ زدنی بود که هیچوقت قطع نمیکردیکاش میشد یه اومدنی بود که میومدی و دیگه هیچوقت نمیرفتی
|روز بیستم|
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 12:47
رفته ای از برِ ماچشم به راهیم بیا